دنباله‌دار اجرام تحت‌القمر هستند و تأثير دوگانه‌اي دارند ــ هم تأثير جوي و هم تأثير نجومي‌؛ تاريخ رابطه‌ٴ جنگ‌ها و ساير مصايب را با ستارگان دنباله‌دار نشان مي‌دهد.1 ولي تعيين موضع‌ يك ستاره‌ٴ دنباله‌دار نسبت به بروج و كواكب دشوار است و بنابراين‌، پيشگويي هم به همان اندازه‌ خالي از اشكال نيست‌. استدلال او برضد اخترگويان به كار رفته بود؛ از طرف ديگر براي آنان راه‌ گريز مناسبي فراهم مي‌ساخت‌.
مهم‌ترين مآخذ اخترگويي جوواني عبارت بود از چهار مقاله و صد كلمه اثر ابومعشر (نهم‌ ـ1)، علي‌بن رضوان (يازدهم ـ1)، مايكل اسكات (سيزدهم ـ1) و لئوپولد اتريشي (سيزدهم ـ2). نيت باطني او در اين مورد كاملاً روشن نيست و او در عين‌حال نوشته‌هاي قديس اوگوستين در رد اخترگويي و قوانين يوستينيان در باب خطاكاران و رياضي‌دانان را نقل كرده است‌.
علاوه بر اين رساله‌هاي اخترگويي‌، در رساله‌هاي سياسي او هم به اشارات اخترگويي‌ برمي‌خوريم كه با اطمينان بيشتري تسلط باورهاي اخترگويي را بر افكار سياسي‌اش نشان‌ مي‌دهد. در نامه‌ٴ مورخ هجدهم اوت 1378 به پدرو دولونا (1328؟ـ1424) كاردينال‌ اسپانيايي‌، علائم خطر كواكب را در مورد تفرقه‌ٴ كليسا عنوان مي‌كند. مقدمه‌ٴ او بر رساله در باب‌ جنگ حاوي تاريخ بولونيا از سال 1350 تا 1360 از جنبه‌ٴ اخترگويي است و طالع حوادث مهم‌ توصيف شده است‌.
در باب جنگ‌. اينك به مهم‌ترين تأليف او مي‌پردازيم‌، رساله‌اي كه در آغاز در باب شهر نيكان و در باب جنگ و بعداً، رساله در باب جنگ ناميده شد. اين رساله در سال 1360، در بولونيا نوشته شد؛ زماني كه سوء اداره‌ٴ شهر به اوج خود رسيده بود و يگانه چاره‌ٴ كار سرفرود آوردن به قدرت پاپ به نظر مي‌آمد. رساله به فرمانده معروف ارتش پاپ يعني كاردينال‌ گيل آلبُرنُث (1310ـ1367) اهدا شده است‌. اين رساله از آن نظر داراي اهميت است كه ((نخستين‌ تلاش براي بحث جامع در مورد حقوق و وظايف ناشي از حالت جنگ‌)) به شمار مي‌آيد. (ت‌. ا. هُلاند).
رساله در باب جنگ‌، پس از تقديم‌نامه به آلبُرنُث و مقدمه‌ٴ اخترگويي سابق‌الذكر شامل سه‌ گفتار است‌: الف‌) تعريف جنگ‌؛ ب‌) رده‌بندي جنگ‌ها (كه اين دو گفتار بسيار كوتاه است‌)؛ پ‌) گفتار اصلي در باب اقسام جنگ‌ها به تفصيل‌: 1) جنگ روحاني آسمان‌، ناشي از طغيان‌ شيطان‌؛ 2) جنگ روحاني انسان‌، مبارزه ميان وظيفه و خودخواهي‌؛ 3) جنگ دنيوي عمومي‌،


1. در مورد جنگ‌ها پيداست كه وقتي تعدادي افراد قدرتمند باور كردند كه ستارگان دنباله‌دار باعث بروز جنگ مي‌شوند، در آن صورت ظهور (يا پيشگويي‌) يك ستاره‌ٴ دنباله‌دار مي‌توانست موجب بروز يا بالاگرفتن جنگ شود؛ بي‌شك‌، ظهور آن موجب تحريك و ترس‌، حتي هيجان مردم مي‌شد و ممكن بود افراد جسورتر به‌خاطر ترس از حمله‌ٴ رقبايشان دست به حمله زنند.